Taraneh Alidousti

Published on December 26, 2025 at 6:04 AM

ترانه ی شهرزاد

 

از کوچه ی بن بست سیاسی ایران، صدایی زن آلود، به بیرون درز کرد، که حداقل برای بخشی از جامعه ی ایران که به پاکیزه زیستی تاریخی و نیک رفتاری اجتماعی باوردارند، هم نشانی و هم امیدی از بر آمدن ققنوس سربلندی ایران، به حساب می  آید. 

 

ترانه علیدوستی، شریف، باوقار، شمرده، متین، و سر بلند؛ بدور از هیجان و اضطراب؛ هم گذشته را دید و هم آینده را رسم کرد. او در روزگاری که در ته کوچه ی بن بست سیاسی-ایدئولوژیک مردانه ی ایران؛ و در شرایطی که همگان مشغول به کار خویش اند، کلامی پاکیزه سر داد، که می تواند همان ترکی باشد که قرار است بزودی بر دیوار این کوچه بن بست نمایان گردد. 

 

اینکه چه می‌شود را دیگران تعیین می کنند؛ اما اینکه چگونه باید اندیشید را او تعیین کرد. او در یک جمله همه را به تاریخ معاصر و مقایسه ی دیروز با امروز حواله داد و در کمال راست قامتی، چند سال فاصله از «زن-زندگی-آزادی» را ناچیز تر از آنی دانست که یا فراموشی تلقی شود و یا سر خوردگی.

 

بنظر می آید، در ته کوچه بن بست سیاسی ایران؛ در حالیکه مردان سیاست دور خویش می چرخند، عافیت طلبان سفارش به پرهیز و مدارا دارند، پرخاشگران با حاکمان هموزن شده اند، شیادان پیروز روزگار گشته اند، سرخوردگان خود را سرزنش می کنند که چرا سرشان بوی قرمه سبزی می داده است و عوام هم به کار خویش مشغول اند؛ ققنوس ، در حال جمع و جور کردن خاکستر است تا از دماوند زنانه ی ایران برکشد و شاید که برای یک بار هم که شده؛ دوباره پیشانی خاورمیانه دیندار و پرگو و حراف را به زینت دانش و پرهیز از خرافات وا دارد و او را به بازی به قدر داشته ها محکوم نماید. 

در این میانه،  هر چیزی بجز پرخاش و گستاخی به نیروهای دست اندر کار برای شکستن بن بست همه جانبه ی ایران، روا و گرانقدر است. از کندن یک کاه از دیواره ی این بن بست تا کلنگ باران آن دیوار؛ پاکیزه و مجاب و غنیمت است. 

زن_زندگی_آزادی. 

خلیل کریمی